دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه بیست و سوم }

بسم الله الرحمن الرحیم 
دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره بیست و  سوم 


یعنی کسی که این منبع و این نیرو را در اختیار دارد.
«پس شیوه تولید در یک جامعه، تعیین‌کننده روابط سیاسی و عقیدتی آن جامعه است.»
این جمله مارکس، به قول حضرت علی (علیه‌السلام) :
«فقر منجر به کفر خواهد شد.»

 


حضرت فرمود :
«برای کسی که پول ندارد، از شگفتی‌های عالم هستی سخن مگو؛ که آن آدم اصلاً این چیزها را درک نمی‌کند، زیرا او در حال فکر کردن به این است که امشب چه چیزی جلوی زن و بچه‌اش بگذارد.»
مارکس می‌گفت:
«این طبقه حاکم است که درست و غلط را تعیین می‌کند» ؛ یعنی: «النّاسُ عَلی دینِ مُلوکِهِم؛ مردم بر دین بزرگان خویش‌اند.»
به نظر مارکس، سراسر تاریخ را جنگ‌های طبقاتی شکل داده‌اند.
مارکس جامعه خودش را سرمایه‌داری یا بورژوازی می‌دانست و معتقد بود که در این جامعه، افراد ضعیف و سرمایه‌دار با هم درگیر هستند.
به نظر مارکس، سرمایه‌دار کسی است که ابزار تولید را در اختیار دارد و انتقال این ابزار قدرت، تنها از طریق انقلاب امکان‌پذیر است.
یعنی مالک همیشه مالکیت خود را خواهد داشت، مگر اینکه با انقلاب بتوان آن را تغییر داد.
البته این حرف مارکس درست است، ولی متأسفانه در طول تاریخ، تقریباً تمام انقلاب‌هایی که داشته‌ایم، حرفی برای گفتن نداشتند؛ خودشان به طبقه حاکم تبدیل شدند و بعد، خودشان هم همه‌چیز را خراب کردند.
به نظر مارکس، در یک جامعه سرمایه‌داری، کارگر از خود و کارش بیگانه است؛ زیرا او را به بردگی می‌کشند.
در زمان مارکس، یعنی در سال ۱۸۵۰ میلادی، کارگران در محیط سرد و یخ‌زده، روزانه ۱۴ ساعت کار می‌کردند و حقوقشان آن‌قدر کم بود که بچه‌هایشان هم باید کار می‌کردند؛ چاره‌ای هم جز این نبود.
زن‌ها فرصتی برای زایمان نداشتند و با خودفروشی شکمشان را سیر می‌کردند تا زنده بمانند.
به نظر مارکس، کاری که سرمایه‌داران می‌کردند، استثمار بود.

سرمایه‌داری چیزی است که از درون فروپاشی می‌کند و مطمئناً از بین خواهد رفت.
مارکس معتقد بود نظام سرمایه‌داری تا حدی می‌تواند دوام بیاورد، چون آدم‌ها تا حدی صبر و تحمل دارند.
مارکس می‌گفت:
«بالاخره طبقه پایین نمی‌نشینند و قیام می‌کنند و همه‌چیز را به دست می‌گیرند؛ در نهایت، جامعه به یک جامعه بدون طبقه یا کمونیسم تبدیل می‌شود.»
کمون یعنی بدون طبقه.
کمونیسم یعنی جامعه‌ای که در آن هیچ طبقه خاصی تعریف نشده است.
این نظریه مارکس بود که باید سعی کنیم به کمونیسم تبدیل شویم.
در کمونیسم، هرکس بنا به استعداد خودش کار می‌کند و بنا به نیازش حقوق دریافت می‌کند.
ولی هرگز آنچه مارکس می‌گفت عملی نشد؛ یعنی همه این‌ها در حد تعریف قشنگ است، ولی در کشوری مثل شوروی که نظریه مارکس را اجرا کردند، هیچ‌کدام از این اتفاقاتی که مارکس پیش‌بینی می‌کرد رخ نداد.
این موضوع پیچیده است، چون در مرحله حرف و تعریف، خیلی چیزها را می‌شود گفت، اما در عمل بحث دیگری است و اجرا کردنش مشکل است.
«یکی از خصوصیات حکومت امام‌زمان (علیه‌السلام)، تحقق تمام آن چیزهایی است که در طول تاریخ در ذهن افراد به‌شکل یک رویا بوده است.
مثلاً افلاطون در کتاب «جمهوریت»، اسکینر در کتاب «والدن ۲»، کتاب‌های «یوتوپیا» (آرمان‌شهر)، «آراء اهل المدینة الفاضلة» از مرحوم فارابی«اقبال‌نامه» از مرحوم حکیم نظامی گنجوی؛ تمام این کتاب‌ها بر اساس مدینه فاضله نوشته شده‌اند.
انگار همه آدم‌ها در درون خودشان احتیاج به یک مدینه فاضله را حس می‌کنند و همیشه به دنبال آن منجی هستند که این اتفاق قشنگ بیفتد، و خواهد افتاد.
تمام آن ویژگی‌هایی که در یوتوپیا یا آرمان‌شهر یا مدینه فاضله می‌شناسید، بلکه اتم آن ویژگی‌ها در حکومت امام‌زمان (عج) اتفاق می‌افتد.
در واقع این رویا تحقق خواهد یافت.
البته امام (عج) آغازگر آن است.
پس از امام‌زمان (عج)، اولین کسی که حکومت خواهد کرد امام حسین (علیه‌السلام) است و چون طبق قاعده، کسی جز امام حق ندارد امام را تغسیل، تکفین و تدفین کند، امام حسین (ع) امام‌زمان را غسل و کفن و دفن می‌کند و بعد از امام حسین (ع)، تازه شاه خواهد آمد؛ یعنی حضرت امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) می‌آیند و به دنبال آن، تک‌تک بزرگواران برمی‌گردند.»


داروین در سال ۱۸۰۹ متولد شد.
در زمان تحصیل، معلمانش می‌گفتند که این دانش‌آموز ول می‌چرخد! او هر کجا سوسک می‌دید جمع می‌کرد؛ انگار داروین عملاً به درد کاری نمی‌خورد.
(.«نابغه ها این‌طور بودند».)
در هنگام تحصیل الهیات هم بیشتر مشغول پرنده‌ها و حشرات بود و به همین خاطر نمره خوبی نمی‌آورد.
پدر داروین کشیش بود و دوست داشت داروین الهیات بخواند، ولی فایده‌ای نداشت و کمترین نمره را می‌آورد چون حواسش به پرنده‌ها و حشرات بود.
در سال ۱۸۳۱، او به عنوان یک طبیعی‌دان به کاپیتانِ یک کشتی، برای تهیه نقشه جنوبی‌ترین منطقه آمریکای جنوبی معرفی شد؛ چون آن‌قدر در این زمینه کار کرده بود که اطلاعات خوبی داشت.
این مسافرت قرار بود ۲ سال طول بکشد، ولی ۵ سال طول کشید.
این سفر مهم‌ترین واقعه زندگی داروین بود.
محصول این سفر، کتاب بزرگی شد که در انگلستان و بعد در تمام دنیا غوغا کرد؛ به نام «منشاء انواع» که به فارسی ترجمه شده و حدود ۹۰۰ صفحه است و اصلاً جذاب نیست؛ بسیار خسته‌کننده است چون تمامش اصطلاحات تخصصی و… است.


مدرس :  استادآقای داوود آموسنی 
                  daneshofahm@
                   مکانی برای مطالعه و اندیشه

یادداشت سردبیر

@daneshofahm

ما را دنبال کنید