شبهه: چرا بعضی از آیه های قرآن باهم تضاد دارند؟

سئوال :چرا بعضی از آیه های قرآن باهم تضاد دارند؟ خداوند دریک آیه فرمود : هدی للمتقین و در آیه ای دیگر فرمود : هدی للناس... 

 

سئوال :چرا بعضی از آیه های قرآن باهم تضاد دارند؟ خداوند دریک آیه فرمود : هدی للمتقین و در آیه ای دیگر فرمود : هدی للناس...

جواب: در ابتدای سوره بقره خداوند فرمود: آن کتاب که هیچ شکی در آن نیست که از جانب خدا نازل شده ،هدایت است برای افراد متقی (با تقوا). خب حالا سوال پیش می آید که  بقیه ی آدم ها چه می شوند؟ روایت است از حضرت رسول (ص) که القرآن یفسر بعضهم بعضاً . خداوند در کلامش هرگز لغز نمی گوید ، چیستان نمی گوید؛ معما نمی گوید که تو حلش کنی . خداوند حرفی را که در قرآن فرمود ؛در یک جا اگر به شکل مجمل این را بیان کرد ؛در جای دیگر درباره ی آن به تفصیل سخن گفت. اگر در جایی علامت سوال گذاشت؛ در جای دیگر پاسخش را هم گفت. اینجور نیست که پایان آن را باز گذاشته باشد و بگوید برو ببینیم چه کار می کنی. آیه ای نداریم که آن مطلب را جای دیگر پاسخ نداده باشد. اگر اینطور است چه نیازی به تفسیرداریم؟ تفسیر کارش تبیین بیشتر است و گذاشتن اینها کنار هم و نتیجه گرفتن.

  بخاطر همین علامه طباطبایی (ره) معتقد بودند که بهترین نوع تفسیر قرآن، تفسیر قرآن به قرآن است. که شاگرد خلف ایشان، حضرت آیت الله جوادی حفظه الله، به زیبایی این کار را ادامه داد. پس نمی شود که یک آیه را برداری و بگویی قرآن اینطور گفته . [مثل چی؟ مثل اینکه سئوالی پرسیده شد راجع به اینکه چرا آیات قرآن با هم تضاد دارند . حالاکجای قرآن ؟ قرآن یک جا می گوید این کفار و مشرکین را بکشید و  از طرف دیگر شما می گویید لا اکراه فی الدین، یعنی هیچ اجباری در دین نیست . ]

جواب شبهه ی حاضر: قرآن را به قرآن ارجاع می دهیم. اینجای قرآن که فرمود ؛ هدی للمتقین . شما آیات دیگری دارید که فرموده هدی للناس . شهر رمضان الذي انزل في القرآن هدى الناس ... قرآن خودش جواب خودش را داده. سوال گفته هدایت است برای افراد با تقوا؛ پس بقیه چی؟ نه اینطور نیست. قرآن هدایت برای همه ی مردم است. خب پس  این تقوا، در آن آیه چه  می گوید؟ تقوا، آن چیزی است که آن کسانی که آن را دارند از این کتاب بهره می برند. آنهایی که ندارند ، درست است که این کتاب برای هدایت است، اما به دردشان  نمی خورد.

سوال بعدی: خودِ تقواچیست؟ 

تقوا باید بعد از ماجرا بدست بیاید. این آیه می گوید تقوا لازمه ی، استفاده است. اینجا علامه طباطبایی (ره) پاسخ بسیار زیبایی می دهند. مرحوم علامه فرمود : ما دو جور تقوا داریم یک ، تقوای پیشایندی است؛ همان چیز که به آن می گویند حنیف بودن و عمل بر اساس فطرت انسانی . همان چیزی که امام حسین (ع) فرمود: آن انسانیتی که بنای فطرت انسانی است، اگر انسان برهمان اساس عمل کند، می شود تقوای پیشایندی ، آن تقوای پیشایندی، اجازه ی استفاده و بهره گیری از قرآن را به او خواهد داد. این آن تقوا است که می گوید اگر دین نداری، انسان که هستی و می دانی نباید به کسی ظلم کرد، نباید به کسی زور گفت ، نباید مال کسی را خورد ، همین ها را رعایت کنی، می شود تقوای پیشایندی. آن چیزی که معیار انسانیت محسوب می شود ،  آن را اگر کسی درست عمل کند، همان باعث می شود دریچه ی قرآن به روی او باز شود و این آدم می تواند از قرآن استفاده کند. و بعد استفاده ی قرآن، تقوای پسایندی را به او می دهد. حضرت جوادی (ح) این بحث را تکمیل می کنند. می فرماید: من این حرف علامه (ره)  را تکمیل کنم ،  این مثل آن می ماند که کالا در بازار است و برای عده ی خاصی نیست، همه می توانند بخرند؛ اما آن کسی می خرد که سرمایه داشته باشد ؛ این سرمایه، آن تقوای پیشایندی است. آن کسی که سرمایه ندارد، لذا قادر به خرید هم نیست.

 


ارائه شده توسط دکتر داوود آموسنی؛ 1405/05/06

 

@daneshofahm

ما را دنبال کنید