شرح و تفسیر صحیفه ی سجادیه

3قسمت سوم 

 

دعای اول امام سجاد (ع) با عبارت الحمدلله آغاز میشود. مرحوم رشیدالدین میبدی در تفسیر کشف الاسرار می گوید: دانی که الحمدلله چیست؟ ستایش برای خدای مهربان ، کردگار روزی رسان ، یکتا دُر نام و نشان ، خداوندی که ناجسته یابند و نادریافته شناسندو نادیده دوست دارند ، قادر است بی احتیال ، قیوم است بی گشتن حال، در ملک ایمن از زوال، در ذات و نعمت متعال، لم یزل ولا یزال ، موصوف به وصف جلال و نعمت جمال ، عجز بندگان دید در شناختن قدر خود  ودانست اگر چند کوشند، نرسند و هر چه بپویند نشناسند وعزت قرآن به عجز ایشان گواهی داد که فما قدر الله حق قدره؛  خداوند هرگز آنچنان که شایسته است قدرش دانسته نشد ، شناخته نشد. فرمود: خداوند دانست که این ها هر چقدر هم کوشش کنند به جایی نخواهند رسید ، گفت: چیزی برایشان قرار دهیم که مایه ی ارتقاعشان بشود و لذا حمد را قرار داد که جهت بالا آمدن افراد.

پیغمبر مکرم اسلام (ص) فرمودند: اولین کسانی که خوانده می شوند به بهشت ، آن هایی هستند که خدا را حمد می کنند. شرط قبلش این است که حمد می کنند خدا را چه در شدت و چه در رهایی و گشایش. آدمها در حال گشایش خدا را از یاد می برند و هر وقت به مشکلی می رسند یاد خدا می افتند. بر اساس آن فطرت و باطن خدا جوی ، این مسئله در روابط اجتماعی انسان ها زشت محسوب می شود؛ چه برسد به رابطه ی عبد و مولایش. و چقدر زشت است که انسان بر اساس نیاز به همه رو بیاورد، زمانی که مشکلی پیش می آید و بر اساس آن فطرت، یاد خدا می افتد وقتی گیر می کند می گوید خدا ، پشت در اتاق عمل می گوید خدا ؛ اما در حالت عادی خدا کجاست؟!

پیغمبر مکرم اسلام فرمودند: اولین کسانی که وارد بهشت می شوند حمّادون هستند، آنهایی که خدا را زیاد حمد می کنند. نفرمود حامدون ، فرمود : حمّادون ؛ یعنی کسی که خیلی حمد می کند خدارا ، کسانی که برایشان وضعیت خوب و بد ندارد ، شدت و رخوت ندارد ، همیشه خدا را حمد می کنند .

     گفت : لطیفی به انواع مصیبات خدا را پیوسته حمد می کرد، گفتند با این همه مصیبت حمد تو از چه روی باشد؟ گفت خدا را شاکرم که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی. انسان نسبت به پروردگار خود کنود است ، هیچ وقت از وضعیت خود راضی نیست، همیشه غر می زند، بخاطر همین رابطه ی عاشقانه بنده و خدا شکل نمی گیرد. جمله ی بعد که در دعای اول داریم این است: الحمدلله اول بلا اول ... ؛ ستایش مخصوص خداست آن خدایی که اول است بدون اینکه قبل از او اولی باشد ، و آخری است بدون این که بعد از او چیز دیگری باشد.

امام صادق (ع) فرمود: حرفی که از ما به شما رسیده با دو چیز تطبیق بدهید، هرگاه با هر کدام تطبیق نکرد، حرف ما نیست : 1. عقل 2. کلام خدا. این فرمایش حضرت، ریشه در قرآن دارد که فرمود: هو الاول والاخر... که خداوند خودش را این گونه توصیف می کند. بزرگان فرمودند: شما در ذات خداوند راه ندارید، درصفات راه دارید. این غلط است ، چه کسی گفته در صفات راه داریم؟ بنده در چیزی راه ندارد مگر آن اندازه ای که خداوند بخواهد. خدا از خودش فقط صفت می گوید ، امام صادق (ع)فرمود: بر خدا واجب است که خودش را بر بندگانش بشناساند و بخاطر اینکه غیر از این باشد، بنده هیچ راهی به شناخت خدا ندارد. خدا آسان ترین راه را برای شناخت خود به بندگانش انتخاب کرده که آن هم عنوان کردن صفات بود. آیا خدا ، این صفات است؟ هو الاول والاخر... خدا اول است؟ خدا آخر است؟ نه نیست.

  ابتدای اول خطبه ی نهج البلاغه علی (ع) فرمود: آن کسی که خدا را بنامد، اورا محدود کرده ، آن کسی که صفت خدا را مطرح بکند، اورا به حد در آورده ، به جسمانیت در آورده است . اینها همه تقریب به ذهن است. خداوند از صفاتی استفاده کرده که آن صفات در جامعه ی انسانی برای انسان تقریباً ملموس باشد ، وگرنه هیچ کدام از این ها نیست، بخاطر همین است که امام سجاد (ع) فرمود: الحمدلله ، ستایش مخصوص خداست ،  کدام خدا ؟ خدایی که اول است؛ بدون اینکه قبلش اولی باشد. منتظور از یک ، یکِ عددی  و مقداری نیست . فقط باید ببینیم خودش در مورد خودش چه فرموده است. تو شرح الاسمی تعریف کردی و خدا این نیست. باید ذهن از پدیده ی زمان و مکان خارج باشد، چون نسبی هستند.

هیچ وقت یک مطلق، با پدیده های نسبی قابل شناخت نیست ، الان این دست من بالا است یا پایین؟ بالا نسبت به زمین ، پایین نسبت به سقف. هیچ اطلاقی در کار نیست، این شد مکان. زمان یعنی چه؟ زمان در هر مکانی تعریف خودش را دارد؛  بخاطر همین است که الان برای شما ساعت 8:35 است، اما نیویورک 9 شب. یک سال شما 365 روز است، اما مریخ به اندازه 38 سال و در مشتری 60 سال. اینجا همه چیز نسبی است ، مطلق را نمی شود سنجید. زمان با اولین مخلوق ظهور کرد و هیچ چیز به جز تبدیل قوه به فعل نیست. تبدیل واقعیتی به واقعیت دیگر نیست. هیچ کدام از این ها برای آن کسی که خالقِ حرکت است هیچ معنایی ندارد. مکان چطور؟ ظرف ، جا ، عناصری که در آن جابجا می شوند هیج کدام اینها در مورد خالق معنا ندارد. وصف هر چیزی غیر از توصیف دیگرش است. یعنی چه؟ صفت علم در عالم یا صفت قدرت یا عدالت یا کرامت در همان شخص متفاوت است. یعنی این آدم ، آدم کریمی است ، آدم سخی ای است ،آدم عادلی است ؛ هرکدام اینها در این شخص با هم متفاوت و متباین است. اما در پیشگاه خداوند همه ی اینها یک چیز است.

 

پیغمبر مکرم اسلام (ص) فرمودند: کمال اخلاص برای خداوند این است که تو صفت را از خدا برداری. اول است، نه اولی که ما فرض می کنیم؛ آخر است نه آخری که ما تصور می کنیم . این اولیت و آخریت، هیچ ارتباطی به زمان و مکان و سایر مسائل و برنامه ها که به ما موجودات عادی ارتباط دارد ، ندارد. اول است یعنی مبدأ تمام آثار ظاهری و باطنی است. یعنی همه چیز از او شروع شد و آخر است یعنی مرجع و منتهای همه ی آثار ظاهری و باطنی است ( انا لله وانا الیه راجعون) این یعنی اول و آخر بودن خداوند.

 


- ارائه شده توسط دکتر داوود آموسنی

@daneshofahm

ما را دنبال کنید