حق و باطل و بازتاب آن در قیام امام حسین علیه السلام

 حق و باطل و بازتاب آن در قیام امام حسین علیه السلام؛ قسمت سوم

 

ولید بن عقبة بن ابی سفیان  از امام حسین(ع) دعوت کرد که به دارالعماره برود.امام حسین(ع) وارد دارالعماره شدند. ولید گفت:« آقاجان ، یزید امر کرده تو با او بیعت کنی.» نگفت یزید می خواهد تو بیعت کنی گفت امر کرده است.

وجود مبارک امام حسین(ع) فرمودند:« ای ولید، تو می دانی که ما اهل بیت کرامتیم. رسالت دربین ماست. نشانه های حق ما هستیم. اگر می‌خواهی بدانی حق چیست؟ ما نشانه های حقیم. اصلاً ما اصل حق هستیم. حق را با ما باید شناخت.

مسأله اینجاست که شما در هیچ تاریخ و نقلی ( 83 یا 84 کتاب در مورد عاشورا و امام حسین(ع) داریم از این 84 عنوان، کتاب های  قابل استناد 33 یا 34 مورد می باشند. ما کتاب های بسیار غنی داریم از نویسندگان بسیار بزرگ مثل مرحوم محدث نوری و امثالهم؛ اما کتابشان کتاب مرجع نیست، با اینکه خود آن شخص مرجع است، چرا؟ چون این بزرگواران دید پژوهشگرانه نداشتند روایات را به رشته تقریر در آوردند، اما آن روایات برایشان سندی ذکر نشده. فلذا در دنیای امروز که دنیای پژوهش و مبتنی بر اسناد می باشد، شما این کتاب ها را برای خود میتوانید بخوانید و براین اساس که این آدم شخص بزرگی بود و حتما حرف درستی زده شما می‌توانید این کار را انجام دهید، اما جایی نمی توانید آن را نقل کنید. به طورکلی 33 یا 34 عنوان کتاب داریم که می‌توانیم به آن استناد کنیم. به این خاطر این را عنوان کردیم که این مطالبی را که داریم خدمت شما عرض می کنیم صرفا از بررسی آن 33 یا 34 عنوان کتاب نیست، بلکه 83 عنوان کتاب را بررسی کردیم که به شما می گوییم. چه آن کتاب هایی که مستند بودند و چه آن هایی که نبودند. به همین خاطر می گوییم در هیچ تاریخی نیامده که اینگونه سخنان توسط امام حسین(ع) از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلاکه به کوفه نرسید؛ بلکه  تمام این مسیر امام حسین(ع) خطبه خواندند. درهیچ خطبه ای نداریم که امام حسین(ع) خود را معرفی کرده باشد و یک نفر گفته باشد اینکه شما می گویید نیست.

امام حسین(ع) زمانی که وارد قصر ولید شدند ولید گفت:« که یزید گفته تو باید با او بیعت کنی.» امام حسین(ع) فرمودند:« ای ولید تو می دانی،( امام حسین(ع) در اینجا سه تا از ویژگی های خود را بیان می کنند. هیچ کس نگفت شما این که گفتید نیستید . مثلا اهل بیت کرامت نیستید ، یا شما معدن رسالت نیستید، یا نشانه های وحی نیستید. این حرف حتی از دهان شمر هم خارج نشد. جرأت نمی کردند با این حرف ها مقابله کنند. حضرت (ع) می خواهد بگوید شما آگاهانه این کارها را می دهید. میدانید ما چه کاره هستیم، شما خودتان می‌دانید حق با کیست. ) شما میدانید که خدا این حق را در قلب های ما اهل‌بیت قرار داده.» باز هم یک نفر نگفت نه نیست. 

امام حسین(ع) ادامه دادند:« خدا زبان های ما را به حق گویا کرد. ما هیچ وقت حرف غیر حق نمی زنیم. حرف حق میخواهی بشنوی باید نزد ما بیایی. میخواهی بدانی حق چیست؟ میخواهی حق را دریابی؟ میخواهی حق را بشناسی؟ باید نزد ما بیایی. اصلا راهش این است؛ باید کنار ما باشی تا حق را دریابی». هیچ کس تکذیب نکرد که یعنی؛ درست است و همه برآن اذعان داشتند.

کربلا ،محرم، عاشورا، قصه نیست که عنوان کنیم و شما گوش کنید، الآن باید چه کار کنیم؟ امام حسین(ع) انسانی بوده و وظیفه ای داشته که 1400 سال پیش انجام داده است. ما هرسال می گوییم محرم است، برخی سوال خوبی می پرسند که چرا هر سال باید بنشینیم و گریه وعزاداری کنیم؟ از یک جهت راست میگویند؛ آدم هایی که در این مجالس شرکت کرده اند قبل و بعدش  چه تغییری کرده اند؟ این هایی که جلوی امام حسین(ع) ایستادند مگر بی نماز بودند، شراب خوار بودند، قمار می کردند؟ مگر اینها شب و روزشان نماز خواندن نبود؟ اینها قرآن نمی خواندند؟ از زمان رسول خدا ص به بعد، یک مجمعی درست شد به نام مجمع قرّا، که قرآن را با صوت خوش می خواندند و هم حافظ بودند. مجمع قرّا یک عده ی جداگانه ای بودند که یک هیبت و جایگاهی داشتند، قرآن می خواندند و بعد در صفّین 20هزار نفر دور علی(ع) جمع شدند شمشیر بر گردن علی ابن ابی طالب ع گذاشتند و گفتند:« چه میگویی؟ قرآن را بزنیم؟ بگو شمشیرها را زمین بگذارند و گرنه تو را می کُشیم.» آنها به حکمیت راضی شدند قبل از این که حکم یقین شود. 10 نفر از لشکر معاویه و 10 نفر از لشکر علی ابن ابی طالب ع به عنوان قرّای برجسته عالم اسلام. این ها رو به روی هم دیگر نشستند و قرآن خواندند و عده ای دورشان نشستند و تشویق می کردند. قرآن برای چه می خواندند؟ که بگویند ما قاریان قرآن هستیم. ما تشخیص می دهیم الآن باید به حکمیت باشد. بیخود نمی گویند علی ع اول مظلوم عالم و آخر مظلوم عالم است. علی ابن ابی طالب ع در آنجا حضور داشت و به آنها نگاه می کرد. علی (ع) می فرمودند:« آقایان قرآن منم. و اودعته علم ما کان و ما یکون الی انقضا خلقک .» رسید به علی ابن ابی طالب شد« اودعه علمه و حکمته و فقال و انا مدینة العلم و علیٌ بابها و....» این علی ابن ابی طالب است که همه شاهد قضیه هم بودند ، ایستاده بودند آن وسط . یک عده قرّا جمع شدند که ما بیاییم قرآن بخوانیم که حَکم انتخاب بشود. کار قرآن و کار علی(ع) به کجا کشید؟ ما با حق چه کار می کنیم؟ 

امام حسین(ع) فرمودند:«ما اهل بیت کرامتیم. ما با حقیم. حق را با ما بشناسید. ما معیار حقیم. با حق باید این طور برخورد کرد.آیا ما حقیقتا و انصافا نمی دانیم حق چیست؟ چطور برخورد می کنیم؟! اگر در این زمینه پسر یا دخترمان ذینفع باشد چی ؟ با حق چگونه برخورد می کنیم؟   امام حسین(ع) باید رویِ الآن ما اثر داشته باشد...

- ادامه دارد 

- ارائه شده توسط دکتر داوود آموسنی در محرم سال 1405 ش؛ 1448 ق

- مارا در اپلیکیشن بله به آدرس DANESHOFAHM@  دنبال کنید

یادداشت سردبیر

@daneshofahm

ما را دنبال کنید