حق و باطل و بازتاب آن در قیام امام حسین علیه السلام

حق وباطل و بازتاب آن در قیام امام حسین علیه السلام قسمت پنجم  

وجود مبارک امام حسین(ع) کاغذی می خواستند و مرکب و قلمی تا برای برادرشان محمد حنفیه بنویسند:« بسم الله الرّحمن الرّحیم؛ این نامه ایست از طرف حسین بن علی بن ابی طالب به بردارش که معروف به محمد بن حنفیه است. همه آگاه باشید و بدانید حسین شهادت می دهد که الله همان خدای یکتاست و واحد است و یکی است و هیچ شریکی ندارد.»

ببینید دنیا به کجا می رسد که امام حسین(ع) به یک عده باید بگویند:« بخدا من مسلمانم وشهادت می دهم که پیغمبر(ص) فرستاده ی اوست، که این پیغمبر(ص)  از جانب خدا آمدند، به حق آمدند و منِ حسین شهادت می دهم  که بهشت و جهنم حق است و آنچه که خداوند به عنوان قیامت وعده داده است حتما خواهد آمد ، بدون شک. و خداوند انسان ها را در قیامت ازقبر مبعوث خواهد کرد.» حسین بن علی (ع) باید ایمانش را به دیگران اینطور ثابت کند . و بعد حضرت(ع) علت حرکتشان را بیان می کنند. حضرت(ع) فرمودند:« ای محمد بن حنفیه؛ برادر من؛ این وصیت من به توست، و از تو می خواهم آن را برای دیگران هم بخوانی. به خدا قسم حسین برای شر انگیزی، فساد، ظلم و تفرقه حرکت نکرد

سوالی مطرح است: علت بیان این موارد از جانب امام (ع) چیست؟

پاسخ این است که: چون اکثرِ خروج ها این گونه است؛ برای طلب دنیای بیشتر، پست بالاتر، مقام بالاتر و... . حضرت (ع) می فرمایند:« من اینطور نیستم»

 سوال دیگری مطرح است: اینکه علت واقعی حرکت امام حسین (ع) چه بود؟

پاسخ اینجاست که: امام (ع) فرمودند:« من حرکت کردم برای این که امت جدم رسول الله (ص) را اصلاح کنم.» یعنی چه؟ یعنی این مردم پس از پیامبر(ص) 50 سال اشتباه رفتند؛ آنقدر اشتباه رفتند که درآن گم شدند. اما حالا من می خواهم اینها را اصلاح کنم و راه درست را به اینان نشان دهم. «بخدا من قصد دیگری ندارم. من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم. آیا پیغمبر(ص) را می شناسید؟ سیرهی ایشان چگونه بود؟ من می خواهم آن طور رفتار کنم. سیره ی علی ابن ابیطالب ع چطور بود؟ من می خواهم آن گونه رفتار کنم.» و در ادامه به مسأله حق بودن این حرکت اشاره می کنند. « خداوند حق است و کار من نیز احقاق حق است. به دستور خدا قرار است حق را بر قرار کنم و این دین خدا را به حق برسانم. آن هایی که مرا و حق مرا درک کردند و دریافتند، همراه من حرکت می‌کنند و آن هایی که نمی خواهند در این حرکت سهیم بشوند بنشینند تا اتفاقی بین آنها و قوم ظالمین بیفتد و خداوند بین آنها حکم کند. و خداوند بهترین حکم کنندگان است.»

اهل مدینه با امامشان همراه نشدند و ایشان راه همراهی نکردند. من و شما کجای کاریم و رفاعت بن شداد کجا؟ من و شما کجای کاریم؟ آن هایی که به امام حسین (ع) نامه نوشتند و گفتند آقا بیا ما و در خدمتیم ؛  هر کدام برای خودشان صاحب نظر بودند؛ نماز شب شان ترک نمی شد. بعد که امام حسین (ع) آمدند و این ها دیدند که عرصه خیلی تنگ است، ابن زیاد در این وقت است که می گوید می گیرم و می کشم. وقتی به این ها گفتند شما برای امام نامه نوشتید ؛ گفتند: خب که چه؟ ابن زیاد یا مارا می کشد یا به زن و بچه ما رحم نمی کند. گفتند خب چه کنیم؟ حسین بن علی (ع) در کربلاست. 4000 نفر با لشگر شمر حرکت کردند به طرف کربلا، نشستند استخاره گرفتند و بد آمد. گفتند خب ما اینجا می نشینیم و دعا می کنیم که خدا حسین (ع) را یاری کند. وقتی واقعه عاشورا اتفاق افتاد و اهل بیت روز سیزدهم محرم به کوفه رسیدند؛مردم کوفه شروع کردند به گریه کردن. وجود مبارک حضرت زینب کبری(س) نگاهی کردند و فرمودند:« اُسکُتوا» راوی بیان می کند که وقتی صدای ایشان که بلند شد، انگار روی شهر خاک مرده پاشیدند؛ سکوت محضی برقرار شد. بعد فرمودند:« گریه می کنید؟ خداوند در قیامت اشک چشم های شما راخشک نکند. شما نامه نوشتید، و ما را دعوت کردید و آوردید به آن صحرای بی آب و علف، آب را هم بر ما بستید، مردان ما را کشتید و زنان ما را به این وضع اسیر کردید. و الان نشسته اید و گریه می کنید؟»

آن کربلا بود و 1400 سال قبل، الان وظیفه ما چیست؟ بنشینیم در خانه و همه چیز را رها کنیم؟ یا برویم به خیابان که می شود حمایت از نظام؟ حضور نداشتن من و شما مساوی است با ورود کسانی به خیابان که مساجد را آتش می زنند، قرآن آتش می زنند، پرچم امام حسین(ع) را آتش می زنند. پدران و مادران شما کجا هستند و کجا را اشتباه رفتند؟ آنها که خودشان را وقف امام حسین ع کردند، اشتباه کردند؟ این سفره را چطور باید نگه داشت؟ حواسمان اگر نباشد و وسط میدان نباشیم ، کسانی میایند که همین سفره را هم از ما می گیرند. همان هایی که پشت علی ابن ابی طالب(ع) نماندند.آیا از تکرار تاریخ خسته نشدیم؟

سوالی دیگر: وقتی خدا علی ابن ابیطالب ع را از آنها گرفت؛ می دانید چه شد؟

در جواب باید گفت:  کسی را به جای علی ابن ابی طالب(ع) بر آنها مسلط کرد که زندانی برایشان ساخته بود که سقف نداشت، و فقط یک چهار دیواری بود. گفتند تو چرا زندانیان را به سیاهچال نمی بری؟ گفت زیر زمین و سیاهچال فقط یک حالت دارد، یعنی فقط سرد و نمور است؛ اما اینجا که سقف ندارد، این ها از صبح تا شب زیر این ظل آفتاب می سوزند و از شب تا صبح یخ می زنند پس اینگونه حالشان جا میاید.!! بیش از 2000 نفر آدم را آنجا جمع کرده بود. تمام این ها را از دست و پا به هم زنجیر کرده بود؛ یعنی یک نفر اگر می خواست 1 متر حرکت کند 1700 نفر آدم آن 1 متر را باید با او حرکت می کردند تا او بتواند 1 متر حرکت کند. به آنها غذا می داند که بخورند و همانجا هم باید قضای حاجت می کردند.همه ی این مکافات را می کشیدند چون پشت علی ابن ابی طالب(ع) نماندند، جزایی که کشیدند چیزی نیست در مقابل کارهایی که حجاج بن یوسف ثقفی انجام داد. الان هم اگر نتوانیم دین و مملکت را نگه داریم صاحبان اپستین برما مسلط می شوند. کسانی که به دختر بچه های 5 ساله رحمی نکردند؛ چرا فکر می کنید که بر ما رحم می کنند؟

 

- ارائه شده توسط دکتر داوود آموسنی محرم سال 1405 ش ؛1448 ق/ مسجد آقاسیدحسن ع/ آستانه اشرفیه/ استان گیلان

daneshofahm@ آدرس ما در پیام رسان بله

یادداشت سردبیر

@daneshofahm

ما را دنبال کنید