حق و باطل و بازتاب آن در قیام امام حسین علیه السلام

حق و باطل و بازتاب آن در قیام امام حسین علیه السلام قسمت ششم

 

 

امام حسین(ع) فرمودند:« حرکت من حق است. ما خاندان حقیم و معیار ما حق است.» وقتی حضرت(ع) در مدینه کارشان تمام شد، به سمت مکه حرکت می کنند. به کوفه خبر می رسد که حسین بن علی ابن ابی طالب(ع) در مدینه با یزید بیعت نکرده است. با خودگفتند اکنون چه کنیم؟ بهترین راه این است: ما که حوصله یزید را نداریم وحوصله پدرش معاویه را نداشتیم. دور امام(ع) جمع بشویم و این بساط کفر و شرک را جمع کنیم. فلذا شروع به نوشتن نامه به وجود مبارک امام حسین(ع) کردند. این افراد شامل، سلیمان بن صرد خزاعی، مسیب بن نجبه، رفاعت بن شداد ، حبیب بن مظاهر و... بودند. درون‌مایه نامه ها این بود: که آقا ما متوجه شدیم شما با یزید بیعت نکردید و از مدینه هم خارج شدید دیگر به جایی نروید، بلکه به سمت ما (کوفه) بیایید، که ان‌شالله خدا ما را به وسیله شما دور حق جمع کند و ما بتوانیم به وسیله شما حق را احقاق(زنده) کنیم. کوفه فهمید که یزید حق نیست و این حکومت باطل است. در مقابل امام حسین(ع) حق است؛ بنابر این باید کنار امام حسین(ع) بود تا حق را به پا داشت. در این برهه از زمان اتفاقی افتاد که برای پدرشان علی ابن ابی طالب(ع) افتاده بود. زمانی که بعد از عثمان همه بر سر حضرت علی(ع) ریختند و گفتند آقا شما بیایید و خلیفه مسلمین شوید. حضرت این جمله را فرمودند:« اگر این افراد نبودند، اگر این همه آدم از من تقاضا نمی کردند که حکومت و خلافت را بدست بگیرم و حجت به سبب حضور یاران تمام نمی شد، افسار شتر خلافت را به گردنش می انداختم. یعنی خلافت را قبول نمی کردم . بخاطر جمع شدن افراد حجت بر من تمام شد.» و بعدها همین اتفاق برای امام حسین (ع) افتاد . همانطور برای امام حسین(ع) نامه نوشتند و گفتند آقا ما نیاز به امام داریم؛ بیایید ، ما می خواهیم دورشما جمع بشویم . امام حسین (ع) نیز دیدند اینجا هم حجت تمام شد.

 

سوال پیش می آید که : امام حسین(ع) چرا به سمت مکه رفتند؟

حضرت این کار را کردند تا حجت را بر تمام عالم تمام کنند. میان بیعت نکردن ایشان و حرکت کردنشان به طرف مکه 12 روز طول کشید. حضرت(ع) در این مدت منتظر ماندند تا ببینند آیا کسی پیدا می شود که بگوید آقا ما با شما هستیم؟ اما خیر. حضرت دیدند هیچ آبی از این افراد گرم نمی شود.

باز هم سوال است که چرا مکه؟

در جواب است چون امام(ع) و اهل بیت ایشان با رسول الله(ص) مکه بودند و در اینجا شناخته شده بودند. هنگامی که امام(ع) به مکه آمدند، مکّی ها عرض کردند خوش آمدید. آقا فرمودند:« ما با یزید بیعت نکردیم.» آنها گفتند ما الان باید برای شما چه کار بکنیم؟ نزدیک به 4 یا 5 ماه امام (ع)در مکه ماندند و به هر دلیل و بهانه ای برای مردم خطبه خواندند. چند نفری در مکه به ایشان پیوستند و تا بخشی از مسیر با ایشان همراه شدند. در مکه تعداد نامه ها زیاد شد. تا اینکه در بعضی از آمارها، تعداد نامه ها که 20 تا 30 فقره بوده، 16000 امضا هم نوشته اند. امام حسین(ع) نماینده مورد اعتمادشان را با نامه‌ای به سمت کوفه فرستادند.

نکته ای که در نامه آن افراد به امام حسین(ع) به نظر می رسد، ماجرای حق است. مردم نوشتند که ما کسی را نداریم که جلو بایستد و ما دنبالش باشیم ، پس شما بیایید. امام حسین (ع) عین همان جملاتی را که در نامه برای ایشان نوشته بودند، در نامه ای که به مسلم بن عقیل داده بودند، می نویسند. حضرت (ع) می نویسند:« به جانِ من حسین سوگند، امام آن نیست مگر اینکه به کتاب خدا حکم کند و به قسط و عدل و به دین الهی پابند باشد، که بتواند به وسیله دین، حق را درجامعه پیاده کند و جانش را هم بر سر احقاق حق بگذارد، والسلام.»

 ادامه دارد ...

 

 

- ارائه شده توسط دکتر داوود آموسنی محرم سال 1405 ش ؛1448 ق/ مسجد آقاسیدحسن ع/ آستانه اشرفیه/ استان گیلان

daneshofahm@ آدرس ما در پیام رسان بله 

یادداشت سردبیر

@daneshofahm

ما را دنبال کنید