قسمت بیستم

رسول خدا(ص) فرمودند: « من از فقر و تنگدستی برای امت خودم نمی ترسم بلکه از سوء تدبیر می ترسم که این سوء تدبیر یکی از شاخه هایش بر می گردد به فقر فرهنگی . عرض کردیم ایران قبل از هخامنشیان از زمان مادها تا به امروز توسط قدرتهای مختلفی به زانو در آمد و تسخیر شد. اما مسئله ای که مهم بود این است که با اینکه ایران توسط اسکندر تسخیر شد و تخت جمشید به آتش کشیده شد، سربازانش از دستش ناراحت بودند، بخاطر اینکه اسکندر لباسهای ایرانی می پوشید و حکومت را به شکل فرمانروایان ایرانی می خواست اداره کند و آن آداب درباری هخامنشیان بود. فرهنگ توانست بر قدرت غالب شود و بعد بحث سلوکیان و اشکانیان پیش آمد که ایران پس گرفته شد. زمان مغول ها چه اتفاقی افتاد؟ ایران زیر چکمه های مغول بود ، آقای هارولد لمب این پژوهشگر و مورخ بزرگ می گوید: یکسال از حمله ی مغول ها به ایران نگذشته بود که مغولها صف اول نماز جماعت بودند و نماز می خواندند. فرهنگ انقدر غنی بود که خاک اشغال شد؛ اما چون فرهنگ قدرت خود را داشت آن را به زانو در آورد و فرهنگ را به آن غالب کرد و کشور را پس گرفت. از این موارد در طول تاریخ زیاد پیش آمده است ، اما آن چه که باید امروز از آن بترسیم ، این است که درست است که خاک ما اشغال نشد، اما فرهنگ ما اشغال شد. تنها چیزی که روی آن تکیه کردیم فقط بحث خاک است ، این درست است، اما همه این نیست. بعضیها پول گرفتند از یزید به توسط ابن زیاد ، به کربلا رفتند و در مقابل امام حسین (ع) قرار گرفتند، این خودش یک نوع فقر فرهنگی است. تعداد زیادی به کربلا رفتند و در مقابل امام (ع) جنگیدند و شمشیر زدند و هیچ پولی هم دریافت نکردند . به یک عده گفتند : کجا می روید؟ گفتند برای رضای خدا می رویم که حسین را بکشیم. ، چقدر سخت می شود تشخیص حق از باطل، چقدر سخت می شود معیار جدا سازی. خداوند فرمود: « اگر تو چیزی را که من می گویم داشته باشی و تقویت کنی ، من هم آن معیار تشخیص را به تو خواهم داد.» پس یعنی چیزی است که می شود کسب کرد. چیزی که تو باید داشته باشی تقواست وباید آن را تقویت کنی، آنچه کار من خداست و من در اثر آن تقوا، به تو می دهم فرقان است، معیار تشخیص حق و باطل. یعنی تو باش خدا تو را تنها نخواهد گذاشت. تو تلاش کن، خدا ادامه اش را درست خواهد کرد. خداوند فرمود: « کسی که در طریقت ما گام بردارد ، ما خودمان درستش می کنیم و نشان می دهیم کجا و چطور باید برود.
در ره عشق میان خون باید رفت از پای فتاده ، سرنگون باید رفت
تو پای در راه نه و هیچ مپرس که خود راه بگویدت که چون باید رفت
حق و باطل و بازتاب آن در قیام امام حسین ع
تو بیا. با ناله کردن و آیه یأس خواندن، چیزی تغییر نخواهد کرد. چیزی که امام شهید(حضرت آیت الله سید علی خامنه ای ره) درباره اش صحبت کرده بودند با عنوان این که مردم مبعوث خواهند شد ، این بعثت مردم است. اما مسئله چیز دیگری است ، اگر رهبری به آن شکل شهید نمی شدند، این مقاومت و همبستگی واستحکام را نداشتیم ، این غلط است ؛ چرا؟ اشکال از من وشما است ، چرا باید طوری جلو برویم که کار به جایی برسد که دین خدا را جز خون یک ولی الهی نتواند نجات دهد. از بس بد رفتیم و بد رفتند. می گویند خون امام حسین (ع) باعث بقای اسلام شد، چرا باید مردم راه بد بروند که خون امام حسین (ع) اسلام را نجات دهد ، چرا نباید منطق و صلابت و شمشیر و جهاد امام، اسلام را نجات بدهد؟ کم کاری ما باعث شد. چرا باید جامعه طوری حرکت کند که خون یک ولی خدا اسلام را نجات دهد، چرا باید کربلا اتفاق بیفتد؟ امام حسین (ع) وقتی بیعت یزید را نپذیرفتند ، چند روز در مدینه ماندند؟بعضیها می آیند و استاد می شوند مثل عبدالله بن عباس ، محمد حنفیه ، که به امام (ع) پیشنهاد می دادند که چگونه در امان بماند. امام حسین(ع) دلسوزی نمی خواهد ، ارائه طریق نمی خواهد، اگر راست می گویی، شمشیرت را بردار و به دنبال امامت برو و از او حمایت کن چرا که امام، اوست.
ادامه دارد ...
ارائه شده توسط دکتر داوود آموسنی محرم سال 1405 ش ؛1448 ق/ مسجد آقاسیدحسن ع/ آستانه اشرفیه/ استان گیلان









