بازتاب حق و باطل در قیام امام حسین ع
قسمت بیست و یکم

ما از کجا باید بدانیم حق چیست و باطل کدام است؟ گاهی اوقات مثل جنگ جمل کار سخت می شود. آدم می ماند که کدام طرف حق است. این سختی که می گوییم برای عوام سخت بود، برای خواص نه تنها سخت نبود بلکه در مقابل آن روشنگری نیز می کردند. شخصی مانند عمار را بنگرید.
بازتاب حق و باطل در قیام امام حسین ع
( یکسالی در یک سخنرانی رهبر شهیدمان در یک جمله ای فرموده بودند: اَینَ عمار؟ نشنیدم کسی تبیین کند این عمار یعنی چه؟ چرا رهبری باید از عمار نام ببرد؟ یعنی الان عمار کجاست ؟ چون در جنگ جمل کسی که راه را مشخص کرد و مقصد را تبیین کرد عمار بود . خیلی ها این وسط گیر افتاده بودند که چه کسی درست می گوید. این طرف علی بن ابیطالب (ع) ، عمار حذیفه ، مقداد و سلمان ، اما آن طرف طلحه الخیر ، زبیر سیف الاسلام ، عایشه ام المؤمنین ، کسی که تبیین کرد عمار بود. بخاطر همین رهبر شهید فرمودند : این عمار؟ در بحبوحه ی جنگ جمل که افرادی نمی دانستند چه کار باید بکنند ، این عمار بود که بلند شد گفت ای مردم اشتباه نکنید ، راه را اشتباه نروید ، ما دیروز برای تنزیل می جنگیدیم ، امروز برای تأویل می جنگیم. در کلام رسول الله (ص) همه شنیده اید که تأویل، وجود مبارک علی بن ابیطالب (ع) است. سر همین ماجرا چند هزار نفر از لشگر جمل جدا شدند . لذا امام شهید فرمودند: اَینَ عمار؟ کسی این حرف را می زند که کسی اطرافش نباشد . هنوز هم بر بالای منابر و پشت تریبون ها افتخار می کنیم که خون امام حسین(ع) اسلام را نجات داده است. چرا باید در یک مجمع اسلامی کار به جایی برسد که خون یک ولی خدا اسلام را نجات دهد؟چرا شمشیرش نجات نمی دهد؟ مثل اینکه ما افتخار کنیم علی بن ابیطالب (ع) با دستش باغ را بیل می زده است. خداوند علی بن ابیطالب (ع) را مبعوث کرده است که عالم بشریت را هدایت کند، این آدم باید برود نخلستان را بیل بزند؟ آیا این افتخار دارد؟ این گریه دارد. این بدبختی جهان اسلام است که خون امام حسین(ع) باید اسلام را نجات بدهد ، شمشیر امام باید اسلام را نجات می داد. آنقدر ما راه را بد رفتیم که این انقلاب و دین و کشور را چیزی جز خون ولی نجات نداد. چرا دستور ولی خدا امتثال نشد که صلابت ولی خدا دین را نجات نداد. به حضرت جوادی آملی گفتند: آقا دعا کنید ما شهید بشویم . آقا فرمود: چرا همیشه می خواهید بمیرید؟ شهادت سر جای خود ، به جای این دعای نصرت کنید. جناب دکتر سروش در سخنرانیِ امروز خود از حضور باشکوه مردم دراین تشییع تشکر کردند و فرمودند: این تشییع با شکوه وحضور مردم در میدان، خار چشم این افرادیست که به ظاهر دم از انسانیت می زنند و اصلی ترین دشمن انسانند. خداوند فرمود: تقوا را تو پیشه کن بقیه با من ، من دید شفافی به تو خواهم داد برای رسیدن به مسیر درست.)بازتاب حق و باطل در قیام امام حسین ع
لذا پس از این که نماز جماعت امام حسین (ع) وسپاه حر تمام شد ، امام (ع) بر خاستند و فرمودند: « می خواهم صحبت کنم .»، حر به سپاهیانش گفت: بنشینند. سپاه امام (ع) جمعیتی نداشتند. از زمانی که امام (ع) حرکت کردند تا به مکه رسیدند ودر ایام حج چقدر برای این مردم صحبت کردند، بالاترین عددی که نوشتند با حضرت حرکت کردند 700 نفر بودند. امام حسین (ع) فرمودند:« ای مردم اگر تقوا پیشه کنید و تقوا داشته باشید در اثر آن تقوا اهل حق را خواهید شناخت ، برای آن کسانی که اهل حق هستند، یعنی ما ، آنوقت خدا از شما راضی خواهد شد.» لذا انسان این مسیر را طی کند راحت تر می تواند حق را تشخیص بدهدو در ادامه از آن پیروی کند. بنابراین باید تلاش کرد ، حرف گوش داد و اشتباه نرفت،خداوند هم این تلاش را بی نتیحه نخواهد گذاشت. بنده خدایی می گفت که « آب را ایستاده نخور ، عقل را زائل می کند، پرسید : عقل چیست؟ گفت: چیری نیست، بخور.» برای همه ی انسان ها از مرز 11 سالگی به بعد ، به قول آقای ژان پیاژه ، انسان ها از تفکر صوری به تفکر انتزاعی می رسند و وارد آن محیط می شوند. به قول آقای کتل : این وابسته به فرهنگ نیست، نابسته به فرهنگ است ، یعنی ایران ، آمریکا، فلیپین ... اینجا و آنجا ندارد، برای همه این سوالات پیش می آید که نماز چیست؟ چرا باید روزه بگیریم؟ و می گویند آن هایی که نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند تمام دنیا را دارند فتح می کنند. بعد فکر می کنند که این اشکال کار است ، در صورتی که بر اساس تقسیم بندی رشد شناختی پیاژه ، دقیقا عین مطلب درست است. انسان ها در این سن وارد تفکر انتزاعی می شوند و این ها برای او سؤال می شود. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: « خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده ،الان کجاست و قرار است به کجا برود». بیش از 90 درصد انسان ها وقتی فکر می کنند به نتیجه ای نمی رسند وبه زندگی روزمره می پردازند. بعضی ها هم به این چیز ها کار نداشتند که حق چیست ، باطل چیست؟ فقط با امام همراه شدند که به یک چیزی از دنیا برسند، گفتند: حسین می خواهد حکومت را به دست بگیرد، ما هم که همراه او هستیم به یک چیزی می رسیم.
ارائه شده توسط دکتر داوود آموسنی محرم سال 1405 ش ؛1448 ق/ مسجد آقاسیدحسن ع/ آستانه اشرفیه/ استان گیلان









