بسم الله الرحمن الرحیم
دوره مذکور در ماه رمضان سال 1402
<< عید نوروز >>

هدی للمتقین :
هدایت است برای افراد متقی و پرهیزگار .
ابتدای این آیه به این صورت است ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین .
روایت است از ابن عباس که می گوید خداوند فرمود :
ذلک الکتاب ... این کتاب هیچ شکی در آن نیست که از جانب خداوند نازل شده
>> چرا اینجا ذلک به کار رفته؟
اگر قرار باشد از شی نزدیک خودمان حرف بزنیم باید از اسم اشاره نزدیک استفاده کنیم یعنی از هذا استفاده کنیم .
ذلک برای اشاره مفرد مذکر به کار می رود .
ذلک الکتاب یعنی آن کتاب .
ولی در این آیه درباره این کتاب داریم حرف می زنیم.
مفسران بزرگ فرمودند :
جایی که شی شأنیت بالا و والایی داشته باشد برای اشاره کردن به آن حتی اگر نزدیک هم باشد از اسم اشاره دور استفاده می کنیم .
مثلا انگار از طرفی در دسترس است و از طرفی در دسترس نیست .
در ادبیات فارسی یا در متون عربی ما زیاد این موضوع را داریم .
مثلا شخص دارد درباره کسی صحبت می کند که در جلسه حضور دارد ولی اینطور می گوید: از آن جناب بزرگ مستتار اجل اکرم چنان آمده است که ... در صورتی که دارد از کسی صحبت می کند که همین جاست پس مختص زبان عربی هم فقط نیست و در ادبیات فارسی هم به وفور داریم.
بنابراین به کار بردن اسم اشاره دور در این جا یعنی<< ذلک الکتاب>> نشان دهنده عظمت بالای آن کتاب است که آسمانی و کتاب خدا است.
یعنی از یک طرف در کنار توست و قابل دسترس است و آن این کتاب است و آنچه که در دسترس نیست عظمت و شانیت این کتاب است.
یعنی اصل این کتاب جز برای وجود پیغمبر مکرم اسلام ص قابل دسترسی نیست.
ما به آنچه دسترسی داریم که در حیطه دنیایی و عقل انسانی خودمان می فهمیم و باطنش ترجمه و تفسیر است.
ورای ترجمه و تفسیر چیزی است به نام بواطن آیات .
یعنی هر ظاهری از قرآن را باطنی است و آن باطن قرآن مشهور است به تاویل.
و تاویل کتاب خدا را کسی نمی داند جز خدا و آنان که راسخ در علم هستند.
یعنی کسی که در علم رسوخ کرده باشد.
از امام صادق علیه السلام سئوال کردند راسخون در علم چه کسانی هستند ؟
حضرت فرمود: ما اهل بیت علیهم السلام
<< تاویل آیات یعنی معنای باطنی آیات که ما به آن دسترس نداریم .
خداوند فرمود :
والشمس و الضحیها والقمر اذا تللها... در این جا صحبت قسم خداوند است که به خورشید و ماه قسم خورده.
حالا چرا خداوند اول به خورشید قسم می خورد؟
مفسر درمورد فایده های خورشید حرف می زند.
و اینکه چرا خداوند به خورشید قسم خورده و بعد درمورد ماه صحبت می کند این است که ماه نورش را از خورشید می گیرد و مطمئنا باید در مقام دوم باشد و این ظاهر آیه است و باطن آیه که همان تاویل آیه باشد، این است که از پیغمبر مکرم اسلام سئوال کردند مراد از شمس چیست؟
حضرت فرمود: من خورشید هستم.
گفتند قمر کیست؟
حضرت فرمود: ماه، علی بن ابی طالب علیه السلام است.
حالا ما انسان ها تا قیامت هم بخواهیم فکر کنیم از شمس و قمر آیه چنین چیزی را نمی توانیم برداشت کنیم و این باطن آیه است .
باطن آیه را هیچ کس نمی داند مگر خدا و راسخون در علم می دانند .
پس اسم اشاره دور به خاطر تعظیم و جلالت این کلام بلند الهی به کار می رود .
و این جا (آن) به خاطر دوری و نزدیکی نیست به خاطر شانیتی است که حفظ می شود .
خداوند فرمود :
ذلک الکتاب لاریب فیه کتابی که این جا می بینید، شک نکنید که از طرف خداوند نازل شده، این کتاب ویژگی هایی دارد.
<< هدی>> یعنی بیان آشکار و نوری است برای هدایت شما که مسیر را گم نکنید.
در آخر آمده<< للمتقین>> یعنی علی بن ابی طالب علیه السلام.
چرا؟
چون این شخص به اندازه یک چشم بر هم زدن از خدا غافل نشد و مشرک نشد و هیچوقت هیچ بتی را نپرستید و عبادتش را برای خدا خالص کرد و روز قیامت هم او و شیعیانش بی حساب وارد بهشت می شوند .
خداوند در آیه ۱۲۴ سوره بقره به حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود :
عهد من به کسانی که ظالم باشند نمی رسد.
در صورتیکه سه خلیفه اول، دوم، سوم تا سال پنجم بعثت بت می پرستیدند.
پس این ها نمی توانند امام بشنود و عهد خدا نمی تواند به این ها برسد.
<< سئوال :
این ها امام نشدند پس چگونه خلیفه شدند ؟
چطور ممکن است یکنفر خلیفه خدا باشد ولی خلیفه مردم نباشد؟
یعنی وقتی خدا یک نفر را در بین ما و عالم انتخاب کرد فقط علم دین بهش داد فقط علم احکام بهش داد که نماز را این طور بخوان، روزه را آن طوری بگیر، آیا علم سیاست بهش نداد؟
علم تعبیر و تفسیر و علم اصلاح جامعه را بهش نداد ؟....
اینکه درست نیست اگر شما قبول کردید که آن شخص از طرف خداوند انتخاب شده و امام است؛ هم حکومت را باید اداره کند هم فتوا بدهد.
اگر پذیرفتید که این شخص منتخب خداست بنابراین تمام آنچه را که تدبیر به علم می شود در وجود این آدم به ودیعه نهاده شده است.
از طرف خداوند.
یعنی همان چیزی که امام صادق علیه السلام در دعای ندبه می فرماید:
علم ماکان و مایکون و الی انقضاء خلقک .
و این علم چجور علمی است؟
علمی است که نماز صبح را دو رکعت بخوانی، یا اینکه اگر بین رکعت سوم و چهارم نماز شک کردی باید چه کار کنی.
یعنی علمی فراتر از اینها است.
طبق تفسیری که از مقاتل بن سلیمان در رابطه با آیه ۱۲۴ بقره نقل شده؛ این فرد، یعنی علی بن ابی طالب ع، در عمر خودش به اندازه یک پلک زدن به خدا شرک نورزیده است، هیچ بتی را نپرستیده است.
پس چه کسی باید خلیفه شود؟
چه کسی باید امام شود؟
خلیفه را نباید از امام جدا کرد.
این سیاست آن ها بود.
که خلیفه را از امام جدا کردند و بعد آمدند لقب اختصاصی حضرت علی علیه السلام یعنی امیرالمومنین را روی خلیفه گذاشتند که باب شود و رایج شود و از اختصاص بیفتد و حالت عام پیدا کند.
و گفتند هر کسی زعامت جامعه مسلمین را بر عهده بگیرد امیرالمومنین است.
پس به ابوبکر و عمر و عثمان و آن کسی که شور این قضیه را در آورد یعنی معاویه؛ به همه این ها امیرالمومنین می گفتند>>
هر صفتی از کلمات درباره اش حرف می زنیم یک اطلاق ثبوتی دارد و یک اطلاق اثباتی دارد.
یا این صفت لزوما در آن فرد اطلاق دارد و در هیچ کس ندارد.
وقتی در آیه ۲ سوره بقره خداوند می فرماید:
هدی للمتقین و فرمود:
متقی یعنی علی بن ابی طالب علیه السلام.
این یعنی نمونه بارز تقوا و متقی علی بن ابی طالب است.
نه اینکه جز این فرد دیگر هیچ کس متقی نیست.
بعبارتی یعنی قله متقین، علی بن ابی طالب است و دامنه و دشت، بقیه افراد هستند.
یعنی در مراتب پائین تر هستند .
اتمام آیه دوم
daneshofahm@
daneshofahm.ir
مکانی برای مطالعه و اندیشه
مدرس : آقای دکتر آموسنی



