بسم الله الرحمن الرحیم
دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره بیستم
رمانتیسم
رمانتیسم نهضتی بود که از آلمان شروع شد.
در اواخر قرن ۱۸ میلادی فقط در مقابل نهضت عقلگرایی اروپا این نهضت با مرگ کانت و فلسفه عقلی او قد علم کرد.

<< یکی از دلایل پویا بودن فقه اهل بیت این است که کهنه نمی شود و مال زمان خودش نیست.
قرآن هم همینطور است مال زمان خودش نیست>>
رمانتیسم یعنی اشتیاق، عشق، احساس، تخیل، طبیعت.
رمانتیسم ها معتقد بودند کار هنر مثل بازی کردن است و انسان زمانی که بازی می کند آزاد است .
بازی هایی مثل : فوتبال، دوز، سونی، انواع بازی...
یکی از راهکارهایی که برای تمام اختلالات روانی توصیه می کنند ورزش است.
حالا انواع ورزش های مختلف .
ولی اگر این ورزش از حالت تفریحی و بازی در می آید و به شکل حرفه ای و شغل می شود؛ خود این ورزش عامل از بین بردن خود شخص می شود؛ یعنی عامل آسیب می شود.
از نظر روحی و خانوادگی.
چون از حالت بازی و تفریح در آمده است .
به همین خاطر رمانتیسم ها معتقدند بودند که فقط در بازی است که آدم ها راضی هستند و یکی از شاخه های روانشناسی که بعدا حرف برای گفتن داشت و الان هم بسیار پیشرفت کرده و مراکز جداگانه ای برایش در نظر گرفته شده به عنوان بازی درمانی است.
و این بازی همینطور گسترش پیدا کرد و الان در کشور فنلاند که رتبه اول دنیا را از لحاظ تکنولوژی و سیستم آموزشی دارد، در آنجا مهم ترین روش القاء مطلب، بازی است.
یعنی آموزش به وسیله ی بازی .
رمانتیسمها گفتند فقط هنر می تواند ناگفته ها را بگوید.
هنرمند هم مثل خداوند خلق می کند .
<< هنر یکی از راه های بسیار مهم برای گفتن ناگفته هاست به همین خاطر شاخه دیگری از روانشناسی جدا شد به نام روانشناسی هنر.
و یکی از شاخه های روانشناسی هنر ، روانشناسی نقاشی است.
خانم گودیناف اولین کسی بود که پایه گذار این قضیه در بحث نقاشی شد .
گودیناف متوجه شد که بچه ها به طرز خاصی نقاشی می کشند.
اِلمانهای داخل نقاشی های بچه ها متفاوت است و این توجه اش را جلب کرد.
مثلا این بچه چرا فقط خودش را نقاشی کشید ؟
چرا آن بچه خودش و پدرش و مادرش را با ۷ بچه کشید ؟
یعنی چی ۸ تا بچه هستند ؟
بعد که از این بچه سئوال میکنند میبینند که تک فرزند است.
چرا آن بچه پدرش را از مادرش کوچکتر کشید؟
چرا این بچه اصلا پدرش را نکشید ؟
چرا آن بچه از خانه ای که کشیده آتش بیرون می آید؟ و ...
خانم گودیناف آنقدر روی این مسئله کار کرد که تبدیل به پرسش نامه شد و یک آزمون نقاشی گودیناف معروف شد .
البته کسی غیر از متخصص حق اجرا کردن این آزمون را ندارد معمولا از ۳ سال به بعد بچه می تواند با موضوع نقاشی بکشد.
مثلا به بچه می گویند خانواده را بکش که از سن ۳ سال به بعد بچه خانواده را تشخیص می دهد . >>
بیشتر این ها جوانانی بودند که وضع تحصیلی خوبی نداشتند و همه چیز را کنار گذاشتند و رفتند دنبال ولگردی و عیاشی و فلان و شعارشان این بود زندگی را باید زندگی کرد.
تعداد زیادی از این افراد عمر زیادی نداشتند و در جوانی مردند.
<<در بحث لذات مادی باید گفت انسان بدون معنویات تا یک جایی می تواند در لذت پیش برود >>
در این دوره گرایش به سمت طبیعت زیاد شد و یکبار دیگر از طبیعت زیاد نقاشی کشیده شد که بسیار زیبا و فوق العاده بودند. فیلسوفان این دوره می گفتند اسرار آمیز ترین راه، راه به درون انسان است. اینکه انسان کل کائنات را درون خودش دارد و برای دست یابی به اسرار جهان کافی است درون کاوی کند.
<< این هم خیلی قشنگ است و هم درست >>
داستان های سفید برفی، کلاه قرمزی، راپونزل، آلیس در سرزمین عجایب این جور داستان ها در همین دوران نوشته شده است.
فیلسوف بعدی ویلهلم فرد ریش هگل است که در سال ۱۷۷۰ میلادی در اوج رومانتیسم متولد شد و در سال ۱۸۳۱ بر اثر وبا درگذشت.
هگل می گفت واقعیت اساسا ذهنی است.
منکر وجود هر نوع واقعیتی برای عقل بود و می گفت تنها آگاهی، آگاهی بشری است و هگل یک عقل گرای محض شد و گفت این عقل است که تعیین می کند چه چیزی هست و چه چیزی نیست.
به نظر هگل چیزی به نام واقعیت مطلق وجود ندارد زیرا اساس واقعیت بشر از نسلی به نسل دیگر تغییر می کند .
عقل وابسته به زمان است و عقل بی زمان وجود ندارد
<< یعنی یک زمانی بود عقل بشری می گفت فلان چیز خوب است و تمام >>
یعنی خیلی از کارها ۵۰۰ سال پیش عقلانی بود و ما انجام می دادیم ولی امروز به دلیل تغییر مظاهر عقل دیگر انجام نمی دهیم
<< البته این عقل نیست و فرهنگ است که تغییر کرده.
فرهنگ یعنی باید ها و نباید های پذیرفته و ناپذیرفته یک قوم در یک محدوده ی زمانی مشخص.
چیزی که هگل می گوید عقل نیست >>
به نظر هگل نمی شود فلسفه و تفکر را بدون پیوندهای تاریخی ش محک زد .
<< این یعنی برای اینکه یک تفکر را بسنجید و قضاوت کنید و درباره اش حرف بزنید باید برگردید و بروید در همان زمان و مکان و ببینید چه چیزهایی باعث شد این تفکر شکل بگیرد .
البته ما داریم حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه و این وابسته به مکان و زمان، آن کشور، این کشور، سیاه و سفید، زمین و مشتری ندارد > >
هگل می گفت عقل بشر در تاریخ پیشرفت کرده و بشر آرام آرام رفته به سمت خود آگاهی و آگاهی بیشتر و همینطور که بشر جلو می رود آگاهیش بیشتر می شود.
مدرس : استادآقای داوود آموسنی
daneshofahm@
مکانی برای مطالعه و اندیشه



