دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه بیست وچهارم }

بسم الله الرحمن الرحیم 
دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره بیست و  سوم 

داروین می گفت: تمام گیاهان و جانوران امروز، از گونه های قدیمی تر و ابتدایی تر به وجود آمدند و چنین تکاملی از طریق انتخاب طبیعی صورت می گیرد
مردان کلیسا بر اساس انجیل و تورات، خلاف این حرف ها را معتقد بودند.
یعنی آن ها به گونه های قدیمی تر و انتخاب طبیعی، معتقد بودند.
یعنی اینطور است که گونه ها رشد کردند و ادامه پیدا کردند.
چیزهایی که ما الان می بینیم، ادامه‌ی این دو تا است.

 


یعنی اولا اینکه از گونه های قدیمی تر به وجود آمدند و قدیمی ترها اینطور نبودند، بلکه اینطور شدند.
و ثانیا انتخاب طبیعی باعث شده این اتفاق بیفتد.
یعنی طبیعت، بر اساس شایستگی های خودشان انتخابشان کرده است.
آن‌ها را داروین می گفت، من می گویم انسان و میمون یک گونه بودند که بعد تکامل یافتند
از دیدگاه افلاطون و ارسطو این حرف پذیرفته نبود.
زیرا آن ها سالها پیش از داروین گفته بودند، خلقت تغییر ناپذیر و ثابت است. 
داروین به سنگواره های داخل آن گونه دست پیدا کرد و می گفت
:
فسیلها و سنگواره هایی پیدا کردم که این جانوران آبزی بودند و آبشش داشتند
داروین می گوید چگونه چنین چیزی امکان دارد؟
چرا آبزیان به کوهنوردی رفته بودند ؟
جوابی که زمین شناسان می دهند این است .
کاتا ستروفیسم، یعنی بلاهای طبیعی مثل سیل و زلزله و سونامی ممکن است اتفاق افتاده باشد.
یا تغییر لایه های زمین ، برخورد  شهاب سنگ ها به زمین و خیلی اتفاقات دیگر افتاده باشد و به سبب این ها جابه جایی صورت گرفته باشه.
زمین شناسان می گویند مثل طوفان نوح که طی آن آب آنقدر بالا آمده باشد که هنگام فروکش کردن آب تعدادی از آبزیان جا مانده  باشند .
داروین معتقد بود همیشه پرسیدن مهم است، عجله ای در پاسخ گفتن نیست.
یعنی با هر سئوالی مواجه شدید، بلافاصله پاسخ ندهید.
قبل از داروین براساس تورات، معتقد بودند قدمت زمین حدود شش هزار سال است.
داروین می گفت قدمت زمین سیصد میلیون سال است و امروزه می دانیم حدود پنج میلیارد سال زمین قدمت دارد
یعنی کره زمین حدود پنج میلیارد سال پیش شکل گرفت.
آن هم بر اساس یک سوپر نوا و یا انفجار دو ستاره بسیار بزرگ و وحشتناک، در طی سال های بسیار متمادی کره زمین آرام آرام، در این مدار شکل گرفت.
حدود پانصد میلیون سال گذشت تا اینکه آرام آرام بر اثر بر خورد ستاره ای به کره زمین و منهدم شدن کامل ستاره و پخش ذراتش در اطراف کره زمین و بر اساس مغناطیسی که ایجاد شده بود، قمر زمین یعنی ماه شکل گرفت.
و حدود پانصد میلیون سال هم طول کشید تا این قمر آرام آرام برود عقب و در فاصله ای که الان است قرار بگیرد.
و همه ی این ها برنامه ریزی هوشمندانه ای بود برای اینکه زمین محل مناسبی برای زندگی و حیات شود.
داروین دید لاک پشت ها و پرنده های یک جزیره با جزیره ی دیگر متفاوت هستند.
یعنی خدا هر کجا یک چیز آفریده ؟ 
مثلا زرافه ها گردن درازشان ناشی از کشیده شدن گردن آن ها برای خوردن برگ های شاخه های بلند بود که نسل به نسل این اتفاق افتاد .
داروین معتقد بود که زرافه ها اصلا گردنشان اینقدر بلند نبود.
یعنی زرافه اینطوری آفریده نشد و به دلیل یخبندان ها و مشکلات دیگری که پیش آمد، درخت های کوچک از بین رفتند و بزرگ ها توانستند خودشان را حفظ کنند.
فلذا چون آن ها شاخه هایشان بالا بود، زرافه ها باید آنقدر خودشان را می کشیدند تا اینکه به آن شاخ و برگها برسند .
پس در طول زمان گردن زرافه ها دراز شد. 
سئوال : مگر چند نسل می توانست غذا نخورند تا گردنشان به آن بالا برسد
؟
مگر داروین نگفت باید نسل ها بعد برای رسیدن به شاخ و برگ های بالا دراز شده باشند ؟
تا وقتی گردنشان به آنجا برسند این نسل ها چه شدند ؟ 
نظریه ی داروین امروزه رد شده است.
و چون داروین جوابی نداشت بدهد، گفت چیزی که این جا اتفاق می افتد، موتاسیون یا جهش ژنی است.
یعنی چون این ها نیاز داشتند برای حفظشان از خطر، این اتفاق برایشان بیفتد، ژن ها جهش پیدا کردند.
کافی بود این ها خودشان را حفظ نکنند.
به محض اینکه بچه هایشان به دنیا آمد نسل بعدی با گردن چهار متری دنیا آمد
سئوال داروین از کتاب منشاء انواع، که می خواهد ثابت کند همه چیز بر اساس انتخاب طبیعی است این است.
او می گوید اگر سه تا گاو ماده داشته باشید که به دو تای آن ها غذا بدهید به کدامشان غذا می دهید ؟
اگر مجبور بشوید سر یکی از آنها را ببری کدام یک را انتخاب می کنید ؟ 
اگر بین دو گاو رسیده که با قی ماندند بخواهی یکی را برای جفت گیری انتخاب کنید، کدام یک را انتخاب می کنید ؟ 
این انتخاب انسان ها در طول حیاتشان بوده 
اما آیا می توان گفت طبیعت هم چنین باشد
؟
انسان به خودی خود از بین یک گاو چاق و لاغر، گاو چاق را انتخاب می کند چون گوشت بیشتری دارد یا پوست بیشتری دارد و کاملا فایده اش بیشتر است.
پس انسان، گاو چاق را انتخاب می کند. 
اگر قرار باشد انسان در بین
۳ تا اسبی که دارد، اسبی را برای جفت گیری انتخاب کند، اسبی را انتخاب می کند که اصیل تر است ، تند تر است، باهوش تر است. که نسلش باقی بماند.
 داروین می خواهد بگوید این کار انسان نیست، بلکه کار طبیعت است.
آن هایی که در این رقابت شایستگی بیشتری نشان می دهند باقی می مانند. 
هیچ مرغی از روز اول هفته ای ۵ تا تخم نمی گذارد
.
گوسفندان هیچ وقت اینقدر پشم نداشتند.
اسب ها هرگز اینقدر قوی و تندرو نبودند.
کم کم  نسل قوی تر ها باقی ماند و ادامه پیدا کرد چون ضعیف تر ها خود به خود محکوم به فنا بودند. 
دومین نظریه ی داروین این بود که ارگانیزمی که سازگاری بیشتری با با محیط اطرافش داشته باشد، احتمال ماندنش بیشتر است

داشتن سیستم دفاعی، خیلی مهم است.
مثلا کاکتوس ها بهترین و خوشمزه ترین غذا برای موجودات صحرا نورد هستند، ولی آن ها یاد گرفتند
۰۱ سم تولید کنند 
۰۲ تیغهای بسیار مهلکی از خودشان خارج کنند
آن زمان کلیسا می گفت نه خیر
، اینطور نبود که کاکتوس ها قبلا بدون تیغ بودند و الان تیغ در آورده باشند، کاکتوس ها از اول همینطوری بودند.
اگر هم این ها زمانی غذاهای خوشمزه ای هستند و بعدا بروند آرام آرام تیغ در بیاورند که چیزی از آن ها باقی نمی ماند و همه خورده می شدند
داروین برای اینکه از این مخمصه فرار کند و یک جوابی برای این مسئله داشته باشد، موتاسیون یا جهش ژنی را مطرح کرد
و گفت
: اینطور نبوده که این ها طی چند نسل آرام آرام این جوری شده باشند، بلکه این ها یک مرتبه اینطوری شدند و تغییر ساختار ژنتیکی پیدا کردند .
اما این نظریه هم بعدها هم مورد پذیرش واقع نشد.


مدرس :  استادآقای داوود آموسنی 
                  daneshofahm@
                   مکانی برای مطالعه و اندیشه

یادداشت سردبیر

@daneshofahm

ما را دنبال کنید