دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه بیست و یکم }

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه بیست و یکم }
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره بیست و  یکم  هر فکری، ریشه در افکار گذشته خود دارد و هم چنین مبنایی برای افکار بعدی می شود.   هگل می گفت: سعی ما بر این است تا اشتباهات موجود در یک طرز تفکر را پیدا کنیم. این همان تفکر منفی است که بعد از تشخیص باید اشتباهاتش کنار گذاشته شود و بخش های صحیح آن استخراج …
ادامه مطلب

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه نوزدهم }

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه نوزدهم }
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره نوزدهم  کانت می گفت ما قبل از ادراک چیزها پیش داوری ها و پیش ساخته های ذهنی از آن داریم و این کار را خراب می کند.   در صحبت کانت زمان و مکان از عناصر اصلی بود. به عبارتی آن‌کس که در ایرلند به دنیا آمده باشد با کس که در انگلستان به دنیا آمده باشد نوع ادراکشان متفاوت …
ادامه مطلب

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه هفدهم }

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه هفدهم }
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره هفدهم  گفت درست به همان اندازه ای که می توان تصور کرد که تکه ای زغال در آتش نسوزد. یعنی جهان بعد از مرگ را کاملا قبول داشت و این اعتقاد او برای اواخر عمرش بود. و مطمئنا آدم ها در طول مسیر زندگیشان، عقایدشان صیقل می خورد و همیشه به یک منوال باقی نمی ماند. حتی آدم های …
ادامه مطلب

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه پانزدهم }

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه پانزدهم }
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره پانزدهم امروزه به سئوال اسپینوزا جواب داده شده و می گویند این بازتاب یا رفلکس است و ربطی به جبر و اختیار ندارد و غریزی هستند. بازتابها خاصیت حفظ نوع وگونه ها را  دارند. جبر زمانی اتفاق می افتد که شما انتخاب داشته باشید ولی شما را منع کنند. ولی اگر به آن بچه اختیار هم داده شود؛ نمی …
ادامه مطلب

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه چهاردهم }

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه چهاردهم }
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره چهاردهم  این ها با اینکه فیلسوف بودند از مهم ترین گرایشهای آن ها ریاضی بود.   وقتی اسپینوزا از اخلاق صحبت می‌کرد منظورش هنر و سبک زندگی بود. او می گفت اگر اینطوری زندگی کنید بهتر است.  اسپینوزا بر خلاف دکارت که بین جسم و نفس تمایز قائل بود، کل طبیعت و حجیات را یک جوهر واحد می دانست. …
ادامه مطلب

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه سیزدهم }

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه سیزدهم }
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره سیزدهم  اگر یک شخص آلزایمری را هیپنوتیزم کنند؛ ریز اطاعات را می گوید پس اینجا جسم است که زوال می پذیرد نه عقل.  نظر دانشمندان امروزی این است که جایگاه علم در مغز نیست. بلکه ظرف علم روح است.   و این روح برای اینکه بخواهد کاری را انجام دهد  نیاز به جسم دارد. پس روح و جسم مستقل …
ادامه مطلب

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه دوازدهم }

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه دوازدهم }
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره دوازدهم    قرن ۱۷ را دوره باروک می گویند. یعنی تضاد در ترکیب. یعنی قرن متضاد .  تشکیل راهبانی که اعتقاد داشتند برای سالم ماندن باید خود را از دنیا کنار کشید و شعارشان این بود که دم را غنیمت بشمار.  شعار دیگرشان این بود: مرگ را به یاد داشته باش.  در نقاشی ها هم این تضاد وجود داشت …
ادامه مطلب

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه یازدهم}

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه یازدهم}
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره یازدهم کوپرنیک در این کتاب اثبات کرده بود که زمین مرکز عالم نیست.  آنقدر این کتاب را نگه داشت تا اینکه یک نفر آن را مطالعه کرد و گفت درست است و باید چاپ شود. ولی کوپرنیک مخالفت می کرد و می گفت ما را می کشند. در اثر اصرار آن شخص کتاب چاپ شد. و خواست به کوپرنیک …
ادامه مطلب

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه دهم}

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه دهم}
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره دهم امروز در سال ۲۰۲۲ با صنعت و تفکر فوق پیشرفته انسانی درباره فردی در سال ۱۲۲۵ حرف می زنیم. و باید بگردیم در تاریخ به دنبال آن آدم و بیابیم تفکر قالب دوران آن آدم چه بوده؟ سپس حرف او را با توجه به زمان خودش بفهمیم. نه با تفکر ۲۰۲۲ امروزی با اطلاعات ۲۰۲۲ که داریم، آن …
ادامه مطلب

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه نهم }

دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه نهم }
بسم الله الرحمن الرحیم  دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره نهم خلقت خداوند ۳ حالت دارد  _   من شی  _ من لا شی  _ لا من شی    یعنی خداوند همه چیز را یا از چیزی خلق کرده یا از هیچ خلق کرده یا اینکه خلقت خداوند از ندارد. خلقت خداوند از من لا شی نبوده،یعنی از اول چیزی نبوده است.  طبق گفته افلاطون دنیا یک چیز درهم و …
ادامه مطلب

یادداشت سردبیر

ما را دنبال کنید