بسم الله الرحمن الرحیم
دوره مذکور در ماه رمضان سال 1402
<< عید نوروز >>

آیه ۲۵ سوره بقره و بشر الذین ءامنوا و عملوا الصالحات
و بشارت بر کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند.
روایت است از کلبی، از ابی صالح، از ابن عباس:
این از جمله قسمت های قرآن است که اختصاصا درباره پیغمبر مکرم اسلام ص و علی بن ابی طالب علیه السلام و اهلبیت ع نازل شده .
منظور از << الذین آمنوا >> علی علیه السلام است.
یعنی قله ایمان اوست.
و بعد به مراتب پائین تر میرود که منظور بقیه افراد با ایمان هستند.
<< اینکه گفته می شود علی علیه السلام در قله ایمان است نه اینکه این قله برای دیگران دست نیافتنی باشد.
راه برای همه باز است در واقع خداوند رحتمش را برای یک عده خاصی اختصاص نداده است.
باران رحمت خداوند برای همه یکسان است حالا هرکسی به اندازه ظرفش دریافت می کند .
شاعر میگوید:
هرچه است از قامت ناساز بی اندام ماست
ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
یعنی تو<< خدا >> داری به من می رسانی اما من شایستگی دریافت را ندارم.
آیه ۳۰ سوره بقره من یفسد فیها و یسفک الدما
عبدالله بن مسعود می گوید :
در قرآن خداوند خلافت را بر ۳ نفر در نظر گرفت.
خداوند فرمود : و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه
آن زمانی را به یاد بیاور که خداوند به فرشته ها فرمود که من می خواهم در روی زمین خلیفه و جانشینی بیافرینم.
و این خلیفه یعنی آدم .
فرشته ها گفتند می خواهی کسی را بیافرینی که فساد و خونریزی کند ؟
اگر می خواهی تو را عبات کنند؛ خوب ما هستیم و تو را عبادت می کنیم .
دومین خلیفه در قرآن از زبان خداوند حضرت داوود ع است.
در این آیه (یا داوود جعلنا خلیفه فی الارض) ای داوود ما تو را خلیفه خودمان روی زمین قرار دادیم .
سومین خلیفه را قرآن طبق آیه (لیستخلفنهم فی الارض لمستخلف الذین من قبلهم) ما ایشان را خلیفه خواهیم کرد همان طوری که آدم و داوود را خلیفه قرار دادیم.
در اینجا این خلیفه بودن مال رجعت است.
یعنی علی علیه السلام در زمان رجعت به دنیا بر می گردد و بنا به نقلی حدود ۴۰۰ سال خلافت می کند و امامت خواهد کرد.
روایت بعدی :
از مجاهد، از سلمان فارسی :
که شنیدم از رسول خدا ص که می فرمود:
یعنی تکرار می کرد:
همانا قطعا وصی و خلیفه بعد از من و بهترین کسی که بعد از من وجود دارد و آن کسی که وعده های مرا وفا می کند و دین من را قضا می کند علی بن ابی طالب ع است.
آیه ۳۱ سوره بقره و علم آدم الاسماء کلها ثم عرفهم
و خداوند تمام اسماء و علم حقیقت اسماء را به آدم آموخت.
ابا الهراه می گوید :
ما نزد پیغمبر مکرم ص اسلام بودیم که علی علیه السلام وارد شد و بلافاصله پیغمبر ص فرمود:
هرکسی دوست دارد آدم را ببیند در علمش، نوح را ببیند در فهمش و ابراهیم را ببیند در حلم و صبرش نگاه کند به علی بن ابی طالب علیه السلام که همه را یک جا دارد .
از علی ع سئوال کردند تو بالاتری یا آدم ؟
علی علیه السلام فرمود:
عیب است که کسی از خودش تعریف کند ولی چون سئوال پرسیدی در مقام سئوال مجبورم عنوان کنم.
حضرت فرمود: من از آدم بالاترم گفتند به چه دلیل؟
حضرت فرمود:
خدا ؛آدم را از خوردن گندم منع کرد ولی آدم گندم خورد .
من از گندم دنیا نهی نشدم ولی در عمرم به گندم لب نزدم.
به او گفتند نخور و خورد ولی به من گفتند بخور و نخوردم .
از حضرت پرسیدند شما بالاترید یا حضرت نوح؟
حضرت فرمود من بالاترم .
اصلا شما می دانید که من در کشتی نوح بودم که باعث شد کشتی غرق نشد.
من کشتی را بر کوه جودی فرود آوردم.
در کوه طور من پشت آن درخت بودم که با موسی سخن می گفتم و موسی صدای مرا می شنید .
من با عیسی بودم زمانی که مرده را زنده می کرد.
و در آخر حضرت فرمود: من با تمام پیامبران در خفا بودم ولی با پیغمبر خودمان آشکار شدم.
روایت بعدی:
از ابی راشح، از ابا الهمراء که می گویند:
ما شنیدم که رسول خدا فرمود:
هرکسی اراده کرده است که آدم را در علمش و نوح را در فهمش، و ابراهیم را در حلمش، یحیی را در زهدش، موسی را در صلابتش ببیند
پس به علی بن ابی طالب علیه السلام نگاه کند که همه صفات در او یکجا جمع است.
روایت بعدی غابن عباس گفت که رسول خدا فرمود:
انا مدینه العلم و علی بابها من شهر علم هستم و علی دروازه شهر است.
<< پیامبر نمی خواهد کم و زیادی را مقایسه کند یعنی نمی خواهد بگوید من زیادم و علی کم است.
بلکه می خواهد بگوید همه شما باید به من برسید مقصد من هستم ولی راه رسیدن به من
<< حتی با قرآن به تنهایی هم نمی توان به پیغمبر رسید>>
با قرآن منهای ولایت نمی توان به پیغمبر رسید آنوقت می شوی خوارج.
یعنی خوارج گفتند که کتاب خدا برای ما کافی است و آخرش هم با آن همه نماز و دعا جزو خوارج شدند و در جنگ نهروان کشته شدند.
و چه بسا که علی علیه السلام بعد از جنگ به حالشان گریست و می فرمود:
حیف بودند این ها شب و روز عبادت می کردند و نباید این اتفاق می افتاد.
چرا باید این ها راه را اشتباه کنند و به اینجا برسد.
امام دلش برای همه می سوزد .
امام انحصاری نیست .
واسطه دریافت و رساندن فیض الهی به تمام عالم وجود امام است منتهی هرکس که بخواهد و بتوانمد از این عنایت استفاده می کند.
امام دلش برای آن وهابی که اشتباه رفته می سوزد و تلاش می کند او را هم برگرداند.
امام، امام عالم وجود است نه اینکه فقط انسان باشد، بلکه امام حیوان هم است ماجرای سئوال کردن شیر از امام .
در واقع حیوان هم امام خود را می شناسد. >>
روایت بعدی : از امام صادق ع، از امام علی ع، از پیامبر ص که فرمود:
من خانه علم هستم و علی درب آن است هرکس اراده کرده است به من برسد.
<< این جا اصلا بحث علم مطرح نیست و پیامبر ص می خواهد خودش را مطرح می کند که اگر کسی می خواهد به من برسد، راه رسیدن به من از این درب یعنی علی ع است . >>
راه رسیدن به من علی بن ابی طالب علیه السلام است.
شاعر فرمود:
ای برادر! تو حرامی نیستی راه از در است.
یعمنی مگر تو دزدی ؟
وقتی می خواهند وارد جایی بشوند از درب وارد می شوند .
روایت بعدی :
ابی عبدالله ثانی : من بارها شنیدم که حضرت علی علیه السلام این جمله را می گفتند سینه مبارکشان را نشان می دادند و می فرمود:
این جا پر از علم است.
در روایت دیگر داریم که حضرت فرمود: اگر کسی پیدا شود من این علم را بهش می دهم .
روایت بعدی : از ابی اسحاق، از انس بن مالک پیامبر ص به فاطمه س فرمود:
دخترم شوهر تو صبور ترین، بردبار ترین انساهاست در بین مردم هیچکس به اندازه علی به دنبال سلم و سلامت و صلح و صفا در بین مردم نیست و از لحاظ علمی کسی به پای او نمی رسد.
روایت بعدی : از ابن عباس که می گوید :
علم ۱۰ جز است که ۹ جز آن مختص علی بن ابی طالب است و یک جزء در بین مردم است و در آن یک جزء علی سرآمد همه مردم است .
daneshofahm@
daneshofahm.ir
مکانی برای مطالعه و اندیشه
مدرس : آقای دکتر آموسنی



