دوره سیر اندیشه بشری سال۱۴۰۰{ جلسه بیست و یکم }

بسم الله الرحمن الرحیم 
دوره سیر اندیشه بشری سال 1400 شماره بیست و  یکم 

هر فکری، ریشه در افکار گذشته خود دارد و هم چنین مبنایی برای افکار بعدی می شود.
 


هگل می گفت: سعی ما بر این است تا اشتباهات موجود در یک طرز تفکر را پیدا کنیم.
این همان تفکر منفی است که بعد از تشخیص باید اشتباهاتش کنار گذاشته شود و بخش های صحیح آن استخراج شود و آن را بپذیریم . 

<< این جمله ی هگل آیه قرآن است.
فبشر عباد الذین یسمعون القول و یتمعون احسنه بشارت بر بندگان
، آن هایی که اقوال را می شنوند و روی آن تحقیق می کنند، خوبیهایش را جدا می کنند و می پذیرند و بدیهایش را نمی پذیرند.
سوره زمر>>
هگل می گفت: تفاوت بین مرد و زن مثل تفاوت بین حیوان و گیاه است.
مرد شبیه حیوان است و زن شبیه گیاه است.
زیرا زن مثل گیاه بر احساس منتهی است.
اگر مسئولیت حکومت به زن ها داده شود حتما حکومت به خطر می افتد؛ زیرا آن ها بیشتر به احساس خویش توجه خواهند کرد
<< این مثل فقه ماست که در آن زن نمی تواند حاکم شود، نمی تواند قاضی شود.
نه به این خاطر که به زن توهین کرده باشد بلکه روحیات زن با این عمل سازگار نیست و اذیت می شود >>

کی یِر کیگارد در سال ۱۸۱۳ به دنیا آمد.
او احساس کرد پدرش نسبت به دین دلسرد شده و همین مسئله روی کیگارد اثر گذاشت.
او می گفت: یعنی چه که مسیحیت محدود به یکشنبه باشد؟!
مگر دین محدود به یک زمان یا مکان یا محدود به یک روز است ؟! 

وجود هر انسان منحصر به خود آن انسان است و ما هر زمان به انتخاب دست می زنیم داریم از وجودمان پیروی می کنیم .
<<انگار انسان یک سری چهارچوب‌هایی برای خودش دارد که عموما چهار چوب های ذهنی هستند و منجر می شود که ما انتخاب های خاصی داشته باشیم
یک زمانی یک شخص ۲۵ ساله از یک آدم پر جنب و جوش و خوش تیپ خوشش می آید و یک وقت هم یک آدم ۴۰ ساله از آدم جا افتاده و سنگین خوشش می آید.
پس ما یکسری چهارچوب های ذهنی برای خودمان در نظر می گیریم.
این چهارچوب های ذهنی یک سری ملاک هایی هستند که ما از جاهای مختلف کسب می کنیم >>
به نظر کیگارد برای اینکه خداوند را بفهمیم تنها عقل کفایت نمی کند.
ما می دانیم ۳×۴ می شود ۱۲.
ولی در هنگام دعا یا مرگ در بیمارستان هیچ کدام از این قواعد عقلی به درد ما نمی خورد
<<چیزی که کیگارد ازش حرف می زند توسل است و این آدم با عقل خودش به توسل رسید.
او می گفت برای شناخت خدا عقل لازم است ولی کافی نیست>>
در مواقع گرفتاری دیگر قوانین عقلی و ذهنی به درد ما نمی خورد و ما فقط از لحاظ روحی و روانی متصل می شویم به عالم بالا و آن وجود حقیقی.
این همان توسل است.
در این هنگام عشق، دوست داشتن و یک بوسه عاشقانه کمک کننده است ولی واقعیت های عقلی کمک کننده نیست.
او معتقد بود برای پی بردن به خداوند و مسائل دینی باید ایمان داشت.
البته نمی خواهد استدلال را نفی کند اما اگر کسی این پیش زمینه ایمانی و پذیرش را نداشته باشد هیچ استدلالی رویش کارگر نیست
پیش از کیگارد خیلی ها خواستند از طریق برهان و عقل خدا را اثبات کنند ولی به نظر ایشان این کار توهین محض بود.
اگر ما می خواستیم امروز آقای کیگارد را داشته باشیم و او را با جمله فلاسفه خودمان مقایسه کنیم، کیگارد را جزء مشائین تقسیم بندی می کردیم یا اشراقی ؟

جواب: اشراقی
مشائین عقل گرا بودند یعنی حصولی ها.
اشراقیون عرفانی ها بودند یعنی حضوری ها.
مشائین می گفتند باید استدلال کرد ولی اشراقیون می گفتند باید دل را پیوند زد. 
به نظر کیگارد اثبات خدا با عقل اشتباه است چون خدا یک امر پذیرفته شده است و از راه دل و ایمان باید با خدا ارتباط برقرار کنیم چه برسد به اینکه آن را اثبات کنیم

مثل مرحوم مولانا که گفت : می گویند خورشید را اثبات کن و او گفت: آفتاب آمد دلیل آفتاب
<< در بحث نبوت داشتیم که در طول تاریخ پیامبران از حضرت آدم هیچ قومی به هیچ پیغمبری نگفتند خدا کیست ؟ 
یعنی برای همه انسان ها وجود خدا یک امر مسلم بود. منتهی به پیامبران می گفتند ما از کجا بدانیم شما از طرف خدا هستید؟
و در فکرشان این بود که اگر خدا بخواهد کسی را بفرستد باید فرشتنه می فرستاد، چرا کسی مثل خودمان را فرستاده؟
مثلا به حضرت طالوت و بعد به حضرت داوود همین حرف را گفتند : آخر اینکه به اندازه ما پول ندارد، زمین ندارد، اینکه به اندازه ما برده و کنیز و کارگر ندارد بنابراین چه برتری نسبت به ما دارد؟
به نظر آنها عامل برتری آدم ها چیزهای گفته شده‌ی بالا بود ولی  خداوند به پیغمبر زمان فرمود: داوود آتیناه علم و حکما است یعنی عوض آن چیزها داوود علم دارد؛ علمی که منجر به حکمت می شود و همچنین توانایی رهبری شما را دارد.
 و همین طور هم شد به جایی رسید که کسی نمی توانست به جالوت نزدیک شود ولی حضرت داوود به جالوت نزدیک شد و در آخر حضرت جالوت را کشت.
و خداوند هم به خاطر اینکه جالوت را کشته بود به او ملک و حکمت بخشید << سوره بقره>>
مدرس :  استادآقای داوود آموسنی 
                  daneshofahm@
                   مکانی برای مطالعه و اندیشه

یادداشت سردبیر

@daneshofahm

ما را دنبال کنید