قسمت هجدهم

اگر مردم اقدامی نکنند، هرکس هرکاری دلش بخواهد می کند، ابن زیاد در کوفه به بالای منبر رفت و از یزید تعریف و تمجید کرد. آنقدر از یزید تعریف و تمجید کرد که نگو. آنجا کوفه بود، شام نبود که کسی بگوید مردم معاویه ویزید را نمی شناسند. ابن زیاد ادامه داد:« تمام راه ها امن هستند، ببینید یزید چه کارهایی برای این راه ها انجام داد، چه امنیتی مانند پدرش معاویه برقرار کرد و پسر مانند پدر حکومت را اداره می کند.» ادامه داد:« معاویه هنگامی که از دنیا رفت، عالی بود، اکنون پسرش برتخت نشسته است و به همگان پول می دهد و احترام می گذارد.» زمانی که دید کسی پاسخی نمی دهد باز ادامه داد:«اینها چیزهای مهمی نیستند، زاد و توشه شمارا می تواند بصورت یک جا به مردم بدهد. یزید به من دستور داده است که بیشتر به شما پول بدهم ، به این شرط که همگی به جنگ حسین بروید.»

گربه در راه رضای خدا موش نمی گیرد. اصل کار شیطان تزئین عمل باطل و خود را قانع سازی است.(شیطان عملشان را برایتان زینت داد.) مگر قرآن به شما نگفته است کسی را مسخره نکنید، مگر نگفته است روی کسی اسم نگذارید، نگفته است پشت کسی غیبت نکنید. عده ای گفتند:« ما این پول را قبول می کنیم.» روز چهارم شمر با چهار هزار نفر، و بعضی مورخین، سپاه یزید را صد هزار نفر نیز ذکر کرده اند. گفتند ما بین آن همه آدم پنهان می شویم، در گوشه و کناره ها می ایستیم و کاری نیز نمی کنیم. شیطان عمل را تزئین کرد و پیروی ازآن موجب، حزب شیطان شدن می شود. از طرف دیگر حق را بی اعتبار می کند، افراد قبل از ترور شخصی، اول آن را ترور شخصیتی می کنند. کتابی وجود دارد با نام «بهشتی از زبان بهشتی».این کتاب سه جلد دارد. اول شخصیت فرد را ترور می کنند. شایعه کردند شیر نفت در جیب بهشتی است. اول آبروی شخص را می برند و بعد شخص را ترور می کنند، برای امام حسین(ع) نیز همین کار را کردند. موضوع خارجی بودن حسین بود( منظورکسی است که از دین خروج کرده است) و گفتند حسین رافضی شده است، (رفض یعنی خروج از دایره ای که شیعه داخل آن باشد). امام حسین (ع) علیه خلیفه آن زمان، خروج کرده است. امام هرکجا که می رسید می فرمود:« ما خارجی نیستیم، ما اعلی به حق هستیم، ما فرزند پیغمبر هستیم، ما نماز می خوانیم. دشمن می خواهد این گونه بر روی فرهنگ و ذهنیت و تفکر افراد کار کند. ما ایرانیان هم توسط حکومت های زیادی اشغال شدیم، از ابتدای شکل گیری ایران بِماهوَ ایران (حکومت مادها) و آخرین پادشاه ماد به نام آستیاگس، که از آنجا هخامنشی ها شروع شدند. از خود مادها که در فلات ایرانی بودند، کشور ما بارها توسط قدرت های مختلف اشغال شد، خشایار شاه ، تمام یوان و آتن و اسپارت را با خاک یکسان می کند و تمام قصرهایشان را می سوزاند. چندی نمی گذرد که توسط اسکندر و یونانی ها اشغال می شود، پرسپولیس یا تخت جمشید را با آن همه عظمت، اسکندر به آتش می کشد. با یک زن زیبای هرجایی نشسته و اوقات را با یکدیگرسپری می کنند، شب می شود، زن می گوید من می خواهم به خانه ام بروم.» اسکندر می گوید:«اکنون برای تو آنچنان چراغی روشن خواهم کرد تا راحت به خانه ات بروی.» دستور داد تمام تخت جمشید و پرسپولیس را آتش بزنند. به آن زن می گوید:« اکنون هوا روشن شد و تو می توانی در پناه این آتش به خانه بروی.» ایران از زمان ایران بودن توسط حکومت های زیادی اشغال شد، اما به دلیل فرهنگ غنی، تحت تاثیر قوم غالب قرار نگرفت. یکی از دلایل شکستن و ازبین رفتن اسکندر، مخالفت سربازان و افسران یونانی بود. زیرا اسکندر بعد از ورود به ایران یک سال نگذشته بود، که رئیس دربارش داریوش سوم شد، یعنی تمام رسم و رسوم ایرانی بود (در حدی که آقای جوآن کریسپی می گوید: اسکندر لباس ایرانی می پوشید و برتخت می نشست.) فرهنگ، غالب بود، اما متاسفانه امروز ما اشغال سرزمینی نشده ایم، ولی اشغال فرهنگی شده ایم. سبک زندگی امروز ما دیگر سبک زندگی اسلامی و همچنین ایرانی نیز نیست. این خطرناک تر از حمله مغول و اسکندر به ما است.
ادامه دارد ...
- ارائه شده توسط دکتر داوود آموسنی محرم سال 1405 ش ؛1448 ق/ مسجد آقاسیدحسن ع/ آستانه اشرفیه/ استان گیلان









